X
تبلیغات
بازی تراوین
پنج‌شنبه 21 فروردین‌ماه سال 1393
نحوه ثبت نام یارانه و پاسخ به همه سوالات در مورد ثبت نام یارانه 93

سلام


شما هم وطن های گرامی این روزها مشغول ثبت نام یارانه ها در دولت تدبیر و امید هستید و مطمئنا و صددرصد با کلی سوال و مشکلات در فرایند ثبت نام روبرو شده اید. 


سوال هایی که برای شما ممکنه پیش آمده باشه عبارتند از:


چگونه در سایت یارانه ها ثبت نام کنم؟


تازه ازدواج کرده ام و می خواهم یارانه ها رو از خانواده ام جدا کنم، چه باید بکنم؟


اطلاعات یارانه را اشتباه وارد کرده ام، چگونه می توانم ویرایش کنم؟


سایت یارانه برایم باز نمی شود!


پیامک ثبت نام در سایت یارانه برایتان ارسال نشده است؟


منظور از میانگین مجموع درآمد خانواده چیست؟ 


مجرد هستم و می خواهم حساب یارانه خود را از خانواده جدا کنم، چطور این کار را بکنم؟


سرپرست خانواده تان فوت شده است، یا می خواهید سرپرست تغییر بدهید؟


فرزند جدیدی به خانواده اضافه شده و در ثبت نام یارانه ها می خواهید او را نیز ثبت نام کنید؟ 


پاسخ همه و همه در ادامه مطلب:

  ادامه مطلب ...

برچسب‌ها: ثبت نام یارانه ها، ثبت نام یارانه، سایت یارانه ها، ثبت نام خانوار، ثبت نام، یارانه ها، ثبت نام بن کتاب، فرم یارانه، یارانه خانوار، حساب یارانه

سه‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1393
ما بنده های بد قول برای خدا

سلام


یادتونه روز ازل بعد اینکه اون بار که آسمان و زمان بر دوش نگرفتند را، من و شما به دوش گرفتیم و خدا ازمون قول بندگی گرفت و ما قبول کردیم؟ 


یادتونه که چقدر از بدقولی و دیر اومدن یک دوست و آشنا سر قرار، یا حتی یک مهمان که منتظرش بودیم، چقدر دلگیر یا حتی نگران شدیم؟ هرچند که اون قرار و مهمونی با اون یکی دوساعت یا حتی بیشتر تاخیر افتادن، آنچنان خراب نمیشد؟


حالا شما که کم و بیش این دو مورد بالا رو یادتونه، یه چیزو میشه به من که نه، به خودتون صادقانه بگید؟

  • شما چقدر یادتونه که از دیر خوندن یا حتی قضا شدن نماز اندازه دومورد بالا ناراحت شده باشید از خودتون؟
  • چقدر فکر کردید که میشه که خدا از دیر خوندن یا نماز خوندن شما ناراحت بشه؟
  • چقدر حق میدید که یکی بگه، خدا بهترین دوسته؟ و باید زود رفت سرقرار با این دوست خوب؟ که کلی چیز ازش می گیریم همیشه سر همین قرار ها؟ 
  • چقدر تا حالا ناراحت شدید از کسی که بهتون یادآوری کرده نمازتون رو اول وقت بخونید یا قضا نشه؟
  •  یا چقدر ناراحت شدید از کسی که سر افطار و شام توی مهمونی قبل شروع کردن غذا رفته سر مهم ترین قرار؟ 

بگذریم، همین قدر کافیه، کلاه خودتون قاضی، همون طور که در آخرت خداوند غفور، خودمون رو قاضی نامه اعمال خودمون میکنه. همون روز که عاجز می مونیم از حساب کتاب اعمال خودمون خدای نکرده!


حاسبوا قبل ان تحاسبو


برچسب‌ها: سبک زندگی اسلامی، نماز اول وقت، سبک زندگی، راه های خوشبختی، راه های رشد معنویت، رازهای موفقیت، آرامش، لذت حلال، من و خدا دوتایی تنها باهم، شما و خدا تنها دوتایی باهم

چهارشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1393
مرگ غیرت در رگ های خشکیده شهر +عکس
بسم رب الشهدا و الصدیقین 

سلام علیکم
نمی دونم دیروز در مراسم طلبه ناهی از منکر تشریف داشتید یا نه، نمی دونم تصاویر تشییع پیکر شهید امر به معروف و نهی از منکر رو دیدید یا خیر. 

تشیع پیکر غریبانه ای که بسیار به تشییع پیکر شهدای گمنام شباهت داشت. اگر باور نمی کنید عکس ها رو ببینید( + + + )


کاش فقط این شباهت زیبا و غریبانه در تشییع پیکر بود.. که نه... این شباهت بیشتر در غربت و گمنامی بود، گمنامی به معنای اصیل آن! 

نه حرفم رو پس می گیرم.. غربت آن بیشتر بود، تازه شهدای گمنام مورد تحسین قرار می گیرند، وقتی پیکرشون پیدا میشه و پا میذاره توی شهر، ولی این شهید گمنام، برادر علی خلیلی اینقدر مظلوم بود که به قول خودش "یک آقای مسئول ریشو و تسبیح به دست" و بسیاری از اطرافیان هم او را برای کاری که کرده بود سرزنش کرده بودند.

بله.. شاید شهدای گمنام غربتشون به این جمله ها ختم بشه که از کجا معلوم این شهید ایرانی است و..، اما غربت علی به این هم ختم نمیشه که بعضیا میگن کی گفته ایشون شهید شده... 

غربت علی خلیلی و امثال ایشون، اونجاست که از اصل وجودشون توی غربت هستند، شهدای زنده ای که ظاهرشون خار چشم بعضی هاست، همون ظاهر ساده ی بسیجی، لباس طلبگی و یک مقدار ریش و سبیل... 

البته بحث این چیزای ظاهری نیست ها! بحث داشتن ایمان و تقواست، بحث داشتم غیر و حیاست. بحث بندگی خداست.

این روزها بعضی از مردان و زنان این شهر بزرگ و ویران از درون، تهرون! خیلی بی غیرت شدند، خیلی بی حیا شدند، خیلی از انسانیت فاصله گرفتند، آنقدری که اگر جلوی چشم شون به ناموس همسایه شون توهین و تجاوز بشه، میگن شهر قانون داره، پلیس داره... 

بماند امر به معروف کردن و نهی از منکر کردن... بماند بی غیرتی اونهایی که دختر و همسرهاشون با لباس های.. پا میذارن توی شهر و لرزه به ایمان جوون ها می اندازند.


بله این روزها غربت علی خلیلی ها به سه چهارتا چاقو و دشنه خوردن ختم نمیشه، به شهید شدن ختم نمیشه، دشنه و چاقو تازه قسمت خوب ماجراست، چراکه موندن توی چنین شهری از روزی صدبار شهید شدن سخت تره... 

بله زنده موندن خیلی سخت تر از شهادت شده این روزها، مگه همین چند روز پیش نبود که علی خلیلیِ زنده با دست خودش برای امام خودش نامه نوشت و از دردها دردِدل کرد؟ 

مگه همین چند روز پیش نبود که علی به آقا گفت که این دردهای من در مقابل دردهای شهدا عددی نیست... مگه دردهای علی توی اون نامه دغدغه ی غیرت و مردونگی نبود؟ مگه دردهای علی از زخم زبون مردم ترسو و سست ایمان نبود؟ 


علی یکی بود از هزار شهید گمنام و غریب که زنده زنده توی این شهر ویران از بنیان، قدم می زدند و زخم می خورند از بی غیرتی مردهایی که زن و دخترهاشون لرزه به تن ایمان و تقوای جامعه می زنند. 

علی شهید گمنامی بود که به نمایندگی از این همه شهید  گمنام شهر ما، رفت تا به امام زمان(عج) خودش پیغام و شکایت ما رو ببره، شکایت از غربت و گمنامی ولی، شکایت از غربت و گمنامی دین و ایمان، شکایت از غربت و گمنامی خودشان...

علی جان، شهادت و غربتِ گمنامی گوارای وجودت، تا نام جاویده تو باقیست، تا بی غیرتی هست، ما نیز تا پای خون، پای ایمان و غیرت و ناموسمان ایستاده ایم...

مطالب مرتبط: 

بازنشر شده در:

عمارنامه

فرهنگ نیوز

بچه های قلم

راز 57

مفیدنیوز

فردونیوز

تا شهدا

خادم الشهدا

نصرنیوز

ریحانه نیوز

سایت حیا

کاشان حامی

نوشهر آنلاین

نطنزنا

افسران

سنگری ها

مرقوم

عصر وارثین



تبلیغات:

+ طراحی بنر فلش تبلیغاتی ویژه سایت های فرهنگی 

برچسب‌ها: شهید علی خلیلی، طلبه ناهی از منکر، شهید امر به معروف، امر به معروف، نهی از منکر، سبک زندگی اسلامی، شهادت

یکشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1392
دعوت نامه عروسی برای غریبه ای تنها
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
برچسب‌ها: دل نوشته، دل نوشته با امام زمان، تنهایی ها

شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1392
هدیه دهه فجر، ویژه وبلاگ نویسان انقلابی

سلام علیکم


دیروز 12 بهمن ماه، روزی به یاد ماندنی ای بود، روزی که با ورودی بزرگ مرد تاریخ ایران، امام خمینی (ره) به خاک وطن، تاریخ جدیدی رقم خورد. روزهای پرفراز و نشیبی که روز 22 بهمن به ثمر خواهد نشست.


به همین مناسبت هدیه های ناقابلی رو برای وبلاگ نویسان ارزشی و انقلابی آماده کردم، تا نه تنها دل و کوچه و خیابان ها، بلکه وبلاگ و وبسایت هایمان نیز دهه فجری شود.


می توانید کد هر کدام از پخش کننده های سرودهای انقلابی را در پست های وبلاگی و یا در ستون های کنار وبلاگ و وبسایتتان قرار دهید.



کدپخش کننده ها در ادامه مطلب:

 

ادامه مطلب ...

برچسب‌ها: سرودهای انقلابی، دانلود سرودهای دهه فجر، طراحی بنر فلش، سفارش طراحی بنر فلش، طراحی مولتی مدیا، مولتی مدیا فلش، بنر فلش تبلیغاتی، ابزار وبلاگ، بنر دهه فجر، بنر فلش دهه فجر

یکشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1392
زورگیری به سبک آمریکا

پدر خانواده ای را می کشند، پدرهای علم یک کشور را..

حساب های خانواده رو بلوکه می کنند..


تهدید، ترعیب می کنند. توی دل فرزندانی را خالی می کنند که ارزش زحمت های پدرها را نشناختند هوز.. شاید هنوز آنقدر مرد نشده اند که جلوی دشمن قد علم کنند..


می گویند اگر می خواهید حساب هایتان را باز کنیم، طلاهای داخل خانه را که زحمت چندین سال پدر بوده است بسوزانید..

شاید درصدی از پول هایتان را قسطی دادیم..

تهدیدها و ترعیب ها هم ادامه دارد که نکند پسر جا پای پدر بگذارد..



اما دو دسته اینجا غافل هستند، یکی همین ظالمین و یکی همان گمراه هایی که به بیان قرآن کریم، راه گم کرده اند، اولیایشان طاغوت است، راه پیدا نمی کنند و تنها گاهی با رعدوبرقی راهی جدید در پیش می گیرند.. اشتباه و بی حاصل..


غافل هستند، از چه، از چند بیت، از یک دنیا حرف و انگیزه نهفته توی دل بچه حزب اللهی هایی که دست و سر و پا، تمام خون خود را می دهند، اما یک وجب از خاک، یک قطره از آب و یک ذره از حق این مردم  و کشور را دست دشمن نمی دهند.. عکسش هست، سندش هست...


 گرگها خوب بدانند، در این ایل غریب

                                  گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز! 


گرچه نیکان همگی بار سفر بر بست

                          شیرمردی چو علی خامنه ای هست هنوز!


خبر.. دار..، آماده فرمان..

به نقل از پدر: به دست آوردن هرتجربه، قیمتی دارد، گاهی خسارت مالی، گاهی جانی و گاهی از دست دادن زمان و عمر.

صبر می کنیم تا زمان و قیمت احتمالا گرانی که برای این تجربه لازم است، پرداخت شود. شاید اینگونه به صلاح است.. شاید..
اما به فرمان امام صبری انقلابی...

منتشر شده در:
فارس نیوز
فرهنگ نیوز
عمارنامه
تهران پرس
بچه های قلم
حریم یاس
فردونیوز
ویکی پی
گفتارنیوز
آنلاین 110
صبح زرند
البرز


تبلیغات:
طراحی بنر فلش تبلیغاتی با تخفیف ویژه دهه فجر به سایت ها و گروه های انقلابی (کلیک کنید)

برچسب‌ها: اولئک اولیاء هم الطاغوت، سیاسی، دل نوشته، دل نوشته های کوتاه، مذاکرات هسته ای، انرژی هسته ای، هشت سال دفاع مقدس، شهدای هسته ای، نتیجه مذاکرات ژنو، به نقل از پدر

شنبه 23 آذر‌ماه سال 1392
طراحی بنر فلش تبلیغاتی به سلیقه مشتری یا بر اساس اصول حرفه ای؟

سلام علیکم


مشورتی کوتاه با شما مخاطبین گرامی وبلاگ داشتم. 


به نظر شما "مشتریان بالقوه برای "سفارش طراحی بنر فلش تبلیغاتی"، آیا طراح بنر فلش باید با توجه به اصول حرفه ای که طی آموخته ها و تجربه هاش بدست آورده یک بنر رو تحویل مشتری بدهد و یا اینکه نظرات غیرتخصصی و گاه اشتباه از نظر گرافیکی مشتری را باید در طرح اعمال کند؟


این سوال زمانی برای بنده خیلی جدی مطرح شد که یک بنر فلش تبلیغاتی با پس زمینه متحرک و رنگی گرم زدم و مشتری گرامی اصرار داشتند که نصف بیشتر بنر فلش، با حرکت هدر سایت شان پر شود! 


چیزی که شاید از نظر طراحان بنر فلش تبلیغاتی، زیاد حرفه ای به نظر نیاید.


البته بنده نظرشان را اعمال کردم، اما در بین نمونه کارها، کاری که به نظر بنر فلش حرفه ای تری بود را قرار دادم. 


نظر شما در مورد این موضوع چیه؟ به نظرتون نپذیرفتن این تغییرات و بیان این علت که این کار غیر حرفه ایست، باعث نارضایتی مشتری خواهد شد؟ 

به نظرتان تغییر در تعرفه طراحی بنر فلش برای منصرف کردن مشتری گزینه مناسبی است؟


راستی ببینید می توانید حدس بزنید کدام بنر منظور من است؟ اگر حدس تون درست بود، مجموعه نرم افزاری را برای شما ایمیل خواهم کرد.

( مشاهده نمونه بنرهای فلش تبلیغاتی +


برچسب‌ها: سفارش طراحی بنر فلش، تعرفه طراحی بنر فلش حرفه ای، طراحی بنر فلش رایگان، طراحی رایگان بنر فلش، طراحی بنر گیف، طراحی بنر فلش ارزان، طراحی هدر فلش، طراحی منو فلش، سفارش فلش تبلیغاتی، بنر حرفه ای فلش

سه‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1392
نقدی بر منتقدان طرح های فرزند بیشتر، زندگی شادتر

سلام علیکم


بی مقدمه بریم سر اصل مطلب که نقدی بر "نقدکنندگان طرح های فرزند بیشتر زندگی شادتر" است.

هفته گذشته دوستانی از گروه های فرهنگی (خانه طراحان انقلاب اسلامی) تصاویری گرافیکی درباب فرهنگ سازی افزایش جمعیت در سطح شهر تهران و سپس اینترنت کار کردند که با برخوردهای متفاوتی روبرو شد


فرزند بیشتر زندگی بهت , فرزند بیشتر زندگی شادتر


قسمتی تمجید کردند که با آنها کار ی ندارم و به کنار، قسمتی دیگر انتقاد و قسمتی طرح را با بهانه جویی های بنی اسرائیلی تخریب کردند! می گویید چرا می گویم بهانه های بنی اسرائیلی؟


اول، اگر مدل بهانه های بنی اسرائیلی را نمی شناسید، این مطلب را یک نیم نگاهی بیاندازید. (بهانه های بنی اسرائیلی +)


به اصل مطلب بپردازیم: از دشمنانی هم چون سایت ها و گرافیست های معلوم الحال که بودجه خودشان را از شیطان بزرگ و نوکران شیطان تامین می شود انتظاری نمی رود جز "دشمنی" که این ها هم به کنار.


اما صحبت بنده اینجا با رفقای مذهبی، حزب اللهی و رسانه ای و کاربران اینترنتی است که ناخودآگاه و یا با آگاهی هرچه تمام تر به تخریب این تلاش فرهنگی پرداختند. 


اگر اندکی در کار فرهنگی فعالیت داشته باشید، بخصوص کارهای فرهنگی در حوزه گرافیک و کاریکاتور و یا حتی تولید متن، با یکی دوهفته فعالیت جدی متوجه خواهید شد که تولید فرهنگی تاثیر گذار، برای شما نیز، کار بسیار بسیار سختی خواهد بود.


چرا که شما باید ایتدا مشکلات و نقطه های کلیدی جامعه هدف را بشناسید، سپس برای رفع آن کاستی های فرهنگی و اعتقادی راه حل پیدا کنید، سپس بتوانید این راه حل را در قالب یک ایده و ابتکار بصورت غیر مستقیم منتقل کنید و در نهایت دست به تولید کار گرافیکی آن بزنید که آن هم از نظر تخصصی برای خودش داستانی است...


حال با این اوصاف و این هفت خان رستم، به نظر بنده ی حقیر که کمترین فعالیتی را در این حوزه ها تجربه کردم، این دو کار به عنوان پیشروهای عمل به امر ولی در قالب کار فرهنگی، بسیار قوی کار کرده اند و اینجا وظیفه من و شما چیست؟


مطمئنا تخریب و انتقاد به این کار در محیطی همچون اینترنت که دشمن گوش و چشم تیز کرده است برای سوء استفاده نیست. 

برای این جمله هم سند دارم، اینکه همین الان دشمن خونی اعتقادات ما مسلمانان و بخصوص شیعیان، سوء استفاده های خودش را کرده و متن و کار گرافیکی و کاریکاتور نیز برایش زده است، منتشر نمی کنم چون اشاعه فحشا و فساد آن بی خبران است. 


حال وظیفه من و شما چیست؟


اول سخت هایش را می گویم برای شما که میدونم واقعا دلسوز هستید:

می توانید به راحتی و با اندگی تلاش با یک سرچ سطحی و پرس و جو بین رفقا و  فعالین فرهنگی به طراح های عزیز این دو طرح دسترسی پیدا کنید و هرچه نظر و پیشنهاد دارید برای بهبود کارها و حتی کارهای جدید ارائه بدهید.


و بعد از این هم کارهای بسیار ساده تری هست که می توان انجام داد:

می توانیم با بیان کردن قسمت های مثبت کار و یا قرار دادن تصاویر در کنار مطالبی که کاستی های آن را جبران یا پوشانده کند، به تاثیر گذاری آن کمک کنیم.


و در نهایت حتی، مانند این شخصی که نمی دانم کیست، می توانیم آن قسمتی از کار را که مسئله ی کمتری دارد را خودمان اندکی ویرایش کنیم و سپس آن را اینگونه منتشر کنیم:


فرزند بیشتر زندگی بهت , فرزند بیشتر زندگی شادتر 

(نظر شخصی بنده در مورد این طرح: فرزند بیشتر، زحمت و تلاش و همدلی بیشتر، امید به آینده ی بیشتر و تلاش برای تربیت و خوشبختی بیشتر فرزندان، کار بیشتر پدر خانواده که جهاد نوشته میشه، تلاش مادر برا فرزندان که جهاد نوشته میشه، کمک فرزندان قبلی برای بعدی ها حتی در بازی و تربیت و نگهداری خواهر و برادران کوچک تر، در نتیجه زندگی شلوغ تر و شادتر و شیرین تر، عید و مهمونی و شب چله ی شلوغ تر و گرم تر... فرزندانی با عمه و عمو و خاله و دایی... و در نهایت انشالله ماباقیات الصالحات بیشتر بخاطر خدمت بیشتر به جامعه با تربیت فرزند صالح بیشتر...)


آیا راه حل های ساده ای که ذکر شد و شاید به ذهن هرکدام از شما مخاطبین گرامی هم رسیده باشد، خیلی سخت بودند؟ 

شما چه پیشنهادی برای حمایت از چنین کارهای فرهنگی دارید؟ 


توجه: همچنین بنده با تعدادی از دوستان فعال فرهنگی و گرافیست نیز در ارتباط هستم، از ایده های شما برای تصویرسازی های مشابه نیز استقبال خواهیم کرد. در قسمت نظرات می توانید آنها را توضیح داده و برای بهبود نظرات دیگر دوستان نیز کمک نمایید.


نقطه ی پایان مطلب همین جاست، امیدوارم در این چند دقیقه پایانی شب که از روی دغدغه و با دیدن سوء استفاده دشمن از انتقادهای نابه جای ما (یعنی "در جای نامناسب")، دست به نوشتن کردم، توانسته باشم حق مطلب را ادا کنم.


انشالله به لطف همان خداوندی که در قرآن کریم جمله های زیر را در حمایت از به دنیا آوردن و نگهداری فرزند رو به عرب جاهلیت که از ترس فقر فرزندان خود را می کشتند، می فرماید، تاثیر خود را خواهد داشت.


«وَ لا تَقْتُلُوٓا أَوْلَـٰدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلَـٰقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْئًا کَبِیرًا.»

«هرگز فرزندان‌ خود را از ترس‌ فقر به‌ قتل‌ نرسانید که‌ ما آنان‌ و شما را روزی‌ می‌دهیم‌؛ مسلّماً کشتن‌ آنها خطای‌ بزرگی‌ است‌.»


یه نکته! از کجا معلوم خودداری ما از به دنیا آوردن فرزند در این زمانه که دشمن وهابی و صهیونیست ما فرهنگ چندفرزندی را پی گرفته است، گناهی کمتر از عرب جاهلیت داشته باشد!؟


راستی قرآن کریم را باز کردم برای قرار دادن آیه شریف فوق که به نظرم آمد این نکته را نیز اشاره کنم، که برداشتی جدید و شخصی من از سوره کوثر است.


دشمنان پیامبر(ص) به او می گفتند، تو ابتر هستی! یعنی تو فرزندی (پسر) نداری و نسل تو پایدار و ادامه دار نخواهد بود! و خداوند نیز در پاسخ این حرف دشمنان و در بیان جایگاه مادر عظیم الشان مان حضرت زهرا (س) به پیامبر(ص) سوره کوثر را نازل کردند:


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان


إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ

ما تو را [چشمه] کوثر دادیم (۱)


فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ 

پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى کن (۲)


إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ

دشمنت‏خود بى‏تبار خواهد بود (۳)


مراقب باشیم که این خواسته ی دشمنان خدا و پیامبر (ص) برای من و شمایی که امید و آرزویمان سربازی امام زمان است به تحقق نپیوندد... 


انشالله از ما و نسل ما سربازانی فرمان بردار تقدیم امام زمان (عج) شوند. 


مطالب مرتبط:

چند بچه کافی است؟


حامیان مطلب:

خبرنامه دانشجویان

رجا نیوز

ندای انقلاب

فرهنگ نیوز

برچسب‌ها: طرح فرزند بیشتر زندگی شادتر، تربیت فرزند، کار فرهنگی، سبک زندگی اسلامی، تعداد فرزند، امر به معروف، نهی از منکر، چند فرزند کافی است؟، بهانه های بنی اسرائیلی

جمعه 15 آذر‌ماه سال 1392
دستی خشن برای بوسه زدن!

چند روزیه تهران سرد شده و امروز هم الحمدلله از صبح برف و بارون... هوا هم بسیار سرد، دو سه درجه نهایتا.


صبح دیروز پنجشنبه، طبق معمول این سال ها، بادگیر پوشان و کلاه ایمنی بر سر و ماسک بردهان، زیر برف و باران، سوار بر موتور به سمت محل کار حرکت کردم. رسیدم و در هوای مطبوع محل کار مشغول شدم.


یک مقداری که خسته شدم رفتم پشت پنجره تا در کنار اندکی خستگی دادن به فکر و جسم، برف این نعمت زیبای الهی رو نگاه کنم. 


چیزی دیدم که یک لحظه خشکم زد و یک عالمه خاطره مرور شد توی ذهنمم، طبق سوم یک ساختمان نیمه ساز، پنج شش نفر مشغول بتن ریزی ستون های یک ساختمان زیر اون برف شدید بودند، برف و سرمایی که ما توی راهروهای محل کار هم تا عمق وجودمون حسش می کردیم.


یاد همین چهارپنج سال پیش افتادم که با پدر در سرما و گرما سرساختمان کار می کردیم، شغل آزاد و کار در ساختمان های نیمه ساخته شده، بدون در و پنجره...


سرمایی که موقع دست گرفتن ابزارکار تا استخوان حسشون می کنی و از صبح تا شب، بله از صبح تا شب و نه تا ساعت چهار بعد از ظهر، مشغول به کار هستی...


در حالی که کنار سیسم گرمایشی و پشت پنجره در حال کار مردانه ی آن چند استاد و کارگر بودم، یاد پدر مدظله العالی افتادم که هرشب با دست هایی خاکی و کچی وارد خونه میشن و از سرمایی که صبح تا آن موقع نیمه شب در بدن شان رسوخ کرده، یک میز کوچک را کنار بخاطری قرار می دهند و همانجا نیم ساعتی مستقر می شوند...


اهل خانواده هم با شوخی و خنده از این کار استقبال می کنند و چایی به دستشان می دهند...

همان دستی که آنقدر در این سرما و در آن ساختمان ها کار کرده و زمخت شده است که بدون اینکه آنقدرها بسوزد، قابلمه ی شغلم را از روی بخاری برمی دارند و روی پا گذشته و در حالی که می لرزند نوش می کنند..


همان دست خشک و خشن و ترک خورده ای که وقتی پیامبر (ص) آنها را دید، بر آنها بوسه زندند و فرمودند این دستی است که در آتش جهنم نمی سوزد...


بله همان دست خشنی که باید به آن بوسه زد... پیامبر با آن جایگاه رفیع، بعد از غزوه بر دستان یک کارگر بوسه زدند، چرا من و شما نزنیم..؟ دستی که صبح. تا شب در حال جهاد است برای آسایش یک خانواده و یک جامعه

v


بسیاری از شما خواننده های گرامی وبلاگ نیز ماننده نصرآبادی کارگر زاده هستید، و می دانید و دیده اید خستگی یک کارگر یعنی چه، اینکه وقتی پدر به خانه باز می گردند، نشسته در انتظار چایی خوابشان می برد را می دانید یعنی چه.


بارها شده است در فاصله پهن کردن سفره، پدر از خستگی خوابشان برده و نه تنهایی چایی شان سرد شده، بلکه برای شام هم بیدار نشدند، منه فرزند ناخلف هم شیطنت کرده و صحنه سازی کرده ام برای عکس گرفتن و قرار دادن در اینترنت...


دست پدر کارگر را باید بوسید

دستان زحمت کش پدر ، در کنار سفره ی شامی که سرد شد اما نوش جان نشد


و شما هم پدر بزرگ کشاورز داشته اید که ببینید که برای کسب یک لقمه حلال یک عمر تلاش کرده اند و حال دستانی سخت دارند که به راحتی هنگام دست دادن با ایشان می توانید از خشکی و سختی دستشان به عمق تلاش هایشای بی دریغ شان برای آسایش خانواده پی ببرید.


پدر بزرگ مدطله العالی با دستانی سخت در حال کار


دیروز و پشت آن پنجره لحظه ای احساس خجالت کردم، از آن و این همه سختی ها و زحمت ها که پدر برای من کشیده اند، احساس شرمندگی کردم از این صبح تا شب ها در سرما، کار کردن پدر بر سر ساختمان های سرد، با ابزار و گچ و تیشه و خاک، برای یک لحظه آرامش و آسایش من، برای ازدواج و تحصیل من... 


تلاش که این روزها، حداقل در چشم اندازشش ماهه ی آینده،  نتایج آن قرار است، صرف هزینه های این فرزند قدر نیمه شناس شود...


حال اگر چه خودم نه یک جا، بلکه از راه های مختلف برای کسب روزی حلال تلاش می کنم، اما این کجا و آن 25 سال کجا؟


هر چند آنقدر مغرور شده ایم که بر چنین دستانی بوسه نمی زنیم، اما دلم خواست بنویسم که اگر برای روز مادر هرسال بازارها و گل فروشی ها شلوغ می شود و روز پدر همه چیز آرام است، اگر بهشت زیر پای مادران است و پدر وظیفه اش تامین معیشت خانواده... بنویسم باید بر این دست بوسه بزنیم. 


بوسه ای مجازی بر دستان زحمت کش و کارگرانه ی پدر مدظله العالی  :*


چون سایه ی رب، بر سر ما سایه پدر بود

بر سایه ی رب در صحف، همسایه، پدر بود


ایزد چو بفرمود که او رب صغیر است

در دفتر عشق، آیه و سرمایه پدر بود


مطالب مرتبط:

حامیان مطلب: 

برچسب‌ها: پدر، روز پدر، روز مادر، پدر و مادر، اس ام اس روز پدر، شعر روز پدر، متن روز پدر، پیامک روز پدر، روز کارگر، خانه کارگر

جمعه 8 آذر‌ماه سال 1392
یارب از ابر هدایت برسان بارانی...
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

   1      2      3      4      5      ...      60      >>